خرید بک لینک

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 10:53

شبایی ک بابات نیست و مامانم اینجاست سه و نیم چار میخوابیم

۱۲ ظهر بیدار میشیم

و این ریتم و مدل زندگی کردن رو دوست ندارم

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۶ساعت 17:26&nbsp توسط مامانت |


برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 21:45

داشتیم از کوچه پشتی خونه مامان بزرگ میرفتیم دست من و مامان بزرگ رو گرفته بودی برات خوندم ی شب رویایی کنار اونایی ک دوسشون داری و یهویی دستامونو ول کردی و شروع کردی به نای نای و رقصیدن :)) بعد دستمونو گرفتی و به راه ادامه دادی قربونت برم ک وقتی دلت بخواد یهویی رقصت گل میکنه و قر میدی باتو بهترم خوبم عالی ام جوجو + نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۶ساعت 19:12&nbsp توسط مامانت |

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 21:45

ی ده لیتری ک اب تصفیه داره

و نصفه شده رو برداشتی به زور از اشپزخونه اوروی توی نشیمن

تفریحاتت اکثرا اینجور کاراست و لذت میبری

+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۶ساعت 19:22&nbsp توسط مامانت |


برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 21:45

توی درس اقتصاد بود نمیدونم یا درس دیگه ای بود ک نوشته بود یه آدم عاقل تمام تخم مرغ هاش رو توی یه سبد نمیذاره . قدیمیها هم میگفتم همه ی پولاتو توی یه جیبت نذار که اگه جیبت رو زدن تمام سرمایه ت از دست نره و خب حالا که بازار کشور داغونه و تورم و دزدی و اختلاس بیداد میکنه که بر پرد و مادر باعث و بانیش لعنت بر خود باعث و بانیش هم لعنت باید اگه خواستم پول پس انداز کنم به موارد مختلفی تبدیلش کنم و بعد پس انداز بارها شده ک سکه رو نخریدن که طلارو خیلی ارزونتر خریدن که خیلی موارد دیگه.... اینجا کشور هرج و مرجه بابات اصلا پایه نیست وگرنه من توی اولین فرصت بار و بندیل رو میبستم و میرفتیم ما درخت نیستیم که به ی جا موندن محکوم باشیم به تحمل بدترینها محکوم باشیم چاره ای جز تحمل نیست فعلا نرخ بنزین قراره بالا بره احتمالا تا الان رفته چی اصلا نرخش بالا نرفته ؟ + نوشته شده در شنبه دوم دی ۱۳۹۶ساعت 11:40&nbsp توسط مامانت |

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 21:45

بعدش آزادیه میدونی؛ اینکه بتونم خودم رو از دست چیزی خلاص کنم که بهش اعتیاد دارم باید به درجه نفرت برسونمش انقد اکانت ساختم پاک کردم تا اخرش خودم نه بقیه منو خیلی راحت به درجه نفرت مورد نظر رسوندن توی خیلی موارد همینطوری ام خدا رو شکر و اینکه به حالت سیری خاصی میرسم و بعد ترک و آزادی و راهش برای من فقط نفرته و هر جور شده من راه های به نفرت رسیدن رو پیدا میکنم واقعا ارزش وقت تلف کردن ندارن آدمهایی که قضاوتت میکنن آدمهایی که تظاهر میکنن دوستتن ولی وقتی چند صد روز هم ازت بیخبر باشن بازم فرقی براشون نداره بود و نبودت آدمهایی که اولویتشون نیستی رو هیچ وقت اولویت زندگیت نکن که هیچ اصلا توی زندگیت هم راهشون نده + نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 1:58&nbsp توسط مامانت |

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 21:45

هر حرفی حتی از روی دلسوزی ؛ درددل یا هر چیز دیگه ای ممکنه آتیشی به پا کنه که هیچوقت خاموش نشه ... پس خیلی حرف ها رو خیلی جاها نزن

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 23:38&nbsp توسط مامانت |


برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 21:45

فوبیای من نسبت به زنگ در برمیگرده به روزی که وحشیانه زنگ و در میزدن مدیر ساختمون اون بلوک داد میزد همسایه درو باز کردم حمله کردن به خونه با صدای زنگشون از خواب پریدم دایی احمقت طبق معمول صدای تی وی رو تا اخر زیاد کرده بود و رفته بود بیرون منم صدای اس ک وشته بود درو باز نکن نشنیدم همه رو جمع کردن بردن سه تا غول بیابونی ک یکیشون فاطی کماندو بود یادم میاد دوباره دستام میلرزه دوباره استرس میگیرم متنفرم از همه شون نظامشون بند و بساطسون متنفرم + نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 11:58&nbsp توسط مامانت |

برچسب: نویسنده: آرتین رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 21:45

صفحه بندی